تبليغاتX
شعر

بعضی وقت ها آدما وقتی تنها هستن و جدا از عشقشون خیلی حرف برای گفتن دارن ... اما وقتی عشقشونو می بینن حرفاشون یادشون میره ..............

فصل باران رفت ومن
همرنگ پاييزم هنوز
درفراق بوی سبزه
به‌هوای بوی باران
اشک مي ريزم هنوز
فصل باران رفت ومن
معنای نمناکی زخاک
طرح سبزی از بهار
درکف دستان تنها می نهم
در عزای خاطرات
نرم آهسته کنار سبزه ها
روی دل پا می نهم
فصل باران رفت ومن
درذهن شب جامانده ام
درهجوم برگها
بانم چشمان خود
درگريه تنها مانده ام
درحصار خيس دستانم شبی
شکلی از دلتنگی ام
بر نبض باران مانده بود
از بهاران مانده بود
اينک ،اينک
شرجی تنهايی ام
يخ بسته است
من پرم از بوی باران
کور نمناکم کجاست ؟!!!
فصل باران!
گربخواهی
سبزتر ،از سبزه ام
خاکم کجاست ...




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 14:53 توسط ..:: nazanin ::..

     

سلام از اینکه توی این مدت اپ نداشتم واقعا ببخشید اخه موقعیت درستی نداشتم به موقع توی یک اپ تمام  اتفاقات رو برای شما تعریف می کنم.این شعر تقدیدم به نازنین از دی ماه دیگه ازش خبری ندارم......

هنوزم چشمای تو مثل شبای پر ستارست

هنوزم دیدنه تو برام مثل عمر دوبارست

هنوزم وقتی می خندی دلم از شادی می لرزه

هنوزم با تو نشستن به همه دنیا می ارزه

اما افسوس تو رو خواستن دیگه دیره دیگه دیره

اما افسوس با نخواستن دلم اروم نمی گیره نمی گیره

تو گلی از سر ایوون تو پژمرد و فرو ریخت

شبنمی غم زده از گوشه ی چشمانه من اویز

دوریه بین من و تو دوری ماهی و دریاست

دوریه بین من وتو دوریه ماه و تماشاست

اما افسوس تو رو خواستن دیگه دیره دیگه دیره

افسوس




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 17:23 توسط ..:: هیراد ::..

 

وقتی خاطره های آدم زیاد می شه، دیوار اتاقش پر’ه عكس می شه، اما دلت برای اونی تنگ می شه كه نمی تونی عكسشو به دیوار بزنی ...




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 8:42 توسط ..:: ::..

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 10:48 توسط ..:: ::..

 

 

این شعر تقدیم به نازنین ....از تمام وجودم ....تمام....دیگه تمام

 

نامه رسون خبر اورد دیگه نمیای گل من

 مگه چیکار کردم باهات که می گذره از دله من

ساده و بی خیال می ری چیکار کنم باغم تو

اخه بگو دلت اومد بهم گفتی مردی برو

واست هر روز غروب که شد یه  یاس رو پر پر می کنم

دارم از فکرت می میرم به کی بگم دوست دارم

واست هنوزم می خونم با بغض سرد بی وفا

انگار که نفرینم شده به جونه تو فقط دعا

نفرین من کاری نکرد خودم باید کاری کنم  ..یادست رو رو بکنم یا ابرو داری کنم

دلم نمیات که تو رو نفرین کنم ای عسلک با اینکه بی وفا بودی ای سر تا پا دوز و کلک

فقط می خونم  واسه تو تا بدونی  مقدسی  ....به حرمت اشکم نرو  ..جون گلهای  اطلسی




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 10:14 توسط ..:: هیراد ::..

هیشکی منو دوست نداره اینو خودم خوب می دونم

واسه همینه که همش تویه تنهایی هام می خونم

واسم شده   یه عادتی هرکی میات زودی می ره

بی خیال دلم میشه میگه که دلش اسیره

اخه خدا من دل دارم به کی بگم درد دل رو

منم دوست دارم به یکی بگم نرو از پیشم نرو

تنهاییام شده قفس واسه دل داغونم....کاشکی می شد یکی بیات بگه واسه همیشه پیشت می مونم

دارم دیگه من می میرم تو غربت ترانه هام ...ترانه خون شهر شدم از دست این تنهاییام

اره من اخر می دونم توی تنهایی می میرم با حسرت یه عشق پاک خودمو توی گور می بینم




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 18:48 توسط ..:: هیراد ::..

 

ببین دلم  شکسته ...دل فقط به تو بسته

 

جز من بگو کی هستش دیواری بین من وتو  بسته

 

گرمی تن تو رفته سرما جاش اینجا نشسته

 

قرار نبود بشی خاطره چشات مثل ساحره

 

منو گولم زدی تو یک شب... منو گذاشتی تویه تب

 

بهتر بری توی قبر عهد تو بود فقط حرف

 

چه شبهایی شد برات صرف..خون سیاه شده مثل نفت

 

بدنم سرد شده مثل برف..ببین مجنون لیلی رفت

 

بهم بگو چرا تو رفتی دختر چقدر تو پستی..جنس دلت چی هستش ..سنگ بوده یا که ترکش




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 14:1 توسط ..:: هیراد ::..

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ساحلا که گم شده چند شهید بی نشون

یکی نیست بیات بخونه لالایی برایشون

لالالایی اومدید تو خاکمون راحت بخواب بابایی راحت بخواب بابا جون

چند تا تیکه استخون چند تا مرد بی نشون  یکی شون سر نداره تیکه پاره ست سرشون

بابایی راحت بخواب اومدید تو خاکتون

مامان جون نگاه بکن تابوتاشون سه رنگ شده.... واسه رنگ پرچم  این بار خونشون قشنگ شده

چندتا تیکه استخون شده یادگاریشون ....ابر اسمون شب گریه می کرد واسه تون

حالا هستین دوتا چشماتون کجاست که ببینید چند نفر اشک می ریزن به حالتون

خیس شده تابوتاتون ریخته اشک اسمون ...بچه هات بزرگ شدن میان سر مزارتون

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 17:59 توسط ..:: هیراد ::..

 
 
 
 
 
سلام از اینکه از وبلاگ جدیدم دین کردید ممنون منتظر شعر های جدید باشید  مواظب دوستان خود باشید...
 
 
چرا اونایی که همش دم از رفاقت می زنن ..

تو لحظه های بی کسی قید تو رو راحت می زنن

اونی که ادعا می کرد تا ته خط پشت منه  یکی بهم خبر داده تیشه به ریشم می زنه

همش به من دروغ می گفت که یار و یاوره ...

اما دیگه من می دونم یه زره دوست نداره

نامردی کرد تو قلب من ..من دیگه دوستش ندارم بهش بگین می کشمش بلا به روزش میارم

سایشو با تیر می زنم اخه دله منو شکست یه روز که پیشش نبودم سر راه عشقم نشست

می کشمش می کشمش نمی زارم که در بره ..

بهش بگین  می کشمش این دیگه حرف اخره




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 12:18 توسط ..:: هیراد ::..